تبليغاتX
[ موبایل||TAKBIROWN||اس ام اس ] - آفلاین عاشقانه برای بادبان شکسته های دریای عشق

 

 

لطفاً اين متن رو به اونايي كه براتون ارزش دارن بفرستين. براي اونايي كه زندگي شما رو لمس كردن. اونايي كه وقتي احتياج داشتين، باعث شدن بخندين. اونايي كه باعث شدن وقتي ناراحت بودين، سمت روشن واقعيتها رو ببينين. اونايي كه شما ميخوايد بدونن كه شما قدر دوستي با اونا رو ميدونين. اگه اين كار را نكنين، خوب براتون اتفاقي بدي نمي‌افته ولي تنها شانس روشن كردن روز يك دوست با يك نامه رو از خودتون گرفتين

 

 

من  غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام....

 

 

به دلم ميگم دوسش دارم زيره لب اسمش رو صدا مي کنم بهش ميگم برات دعا کنه واسي خوشبختي تو شب و روز خدا خدا کنه بهش ميگم ديونشم شبا به يادش ستاره ها رو ميشمرم

 

 

سالها رفت وهنوز يک نفر نيست بپرسد از من که تو از پنجره عشق چه ها مي خواهي صبح تا نيمه شب منتظري همه جا مي نگري گاه با ماه سخن مي گويي گاه با رهگذران خبر گمشده اي مي جويي راستي گمشده ات کيست؟کجاست؟ صدفي در دريا است؟ نوري از روزنه فرداهاست يا خدايي است که از روز ازل پنهان است؟

 

 

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي محبت از درخت آموز که حتي سايه از هيزم شکن هم بر نمي دارد

 

 

 

امشب خيلي سر به سر واژه ها گذاشتم تمام شب رو دلم پا گذاشتم به فكر برگشت به خويشتن بودم ان زمان كه براي خود پيلتن بودم تمام ذهنم فكرم هواسم با تو بود با تو و تمام حرف هاي تو بود گرماي حرفت مثل خاك بود خيلي ساده و خيلي پاك بود درد دلمو گفتم تو حالمو دونستي ازت مي خوام كه به فكرم نموني براي خود تابوت سياه ساختم كفني براي اين تن تباه بافتم وقتي كه همه وقتم غربت شده عشق هم از قلب من سرقت شده وقتي كه براي عشق مردن لذت شده ليلي و مجنون شدن هم حسرت شده

 

 

در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم

 

 

 

مطمئن باش و بروضربه ات کاري بوددل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگي ام خنديدي به من و عشقي پاک که پر از ياد تو بود و خيالم مي گفت تا ابد مال تو بود تو برو ، برو تا راحتتر تکه هاي دل خود را آرام سر هم بند زنم

 

 

 خسته ام از زندگی از سوز و ساز خسته ام از سوز درد انتظار و چه دنیای پر از شور و شریست مردمانش را نقاب دیگریست عشق می دزدی خرابت می کننددوست می داری جوابت میکنند خسته ام .......

 

 

      

اسمِ تو نجاتم داد ، از دامنِ تاریکی شب عطر گــُل آوُرده .. یعنی که تو نزدیکی! می بوسمت امشب یا .. می ترسم از آئیـنه !؟ بی طاقته دل گرچـه این فـاصله شیرینه خاطرات مــن با تــــو کوتاهه ولی کم نیست من گذشتم از دنیا غیر از تو رو یادم نیست..تو مال خودم میشی .. این معجزه ی من بود ! اینبار بخواه از من دستاتو بگیرم زود! عـکســای تو تاریکه ، چشمای تو غمگینه من، قاب تو میشم که .. دنیا تو رو می بینه !!

 

نوشته شده توسط ابوالفضل  | لینک ثابت |