در ان شب های تنهایی. در ان تاریکی و وحشت.
در ان بی مهری غمگین در ان اندوه در غربت.
گلی زیبا درون بیشه قلبم پدید امد
گلی خوشبو گل مریم گلی زیباتر از صد بوستان لاله
گلی خوشبوتر از شب های مهتابی گل صحرای بی تابی
گمان کردم که او هرگز نمی میرد.دو دست پر فریب دشمنی او را ز دست من نمی گیرد.
ندانستم که با من نیست ندانستم خزان دارد.ندانستم دلی با دیگران دارد.
گل خوشبوی من چندی برایم عطرپاشی کرد برایم دلربایی کرد.
ولی افسوس؛بهارش عاقبت سر شد
به پیش چشم های اشکبار من گلم پژمرد وپرپر شد.
من از پژمردن یک گل نمی گویم گلی کز بوسه سرد خزان جان داشت
گل زیبای مریم بود گل من بود گل من بود.
روي دلاي آدما هرگز حسابي وا نكن
از در نشد از پنجره ، زوري خودت رو جا نكن
آدمكاي شهر ما بازيگرايي قابلن
وقتش بشه يواشكي رو قلب هم پا مي زارن
تو قتلگاه آرزو عاشق كشي زرنگيه
شيطونك مغزاي ما دلداده دو رنگيه
دلخوشي هاي الكي ، وعده هاي دروغكي
عشقاشونم خلاصه شد تو يك نگاه دزدكي
آدمكاي شب زده قلبا رو ويرون مي كنن
دل ستاره ي منو ، از زندگي خون مي كنن
ستاره ها لحظه ها رو با تنهايي رنگ مي زنن
به بخت هر ستاره اي ، آدمكا چنگ مي زنن
عمري به عشق پر زدن قفس رو آسون مي كنن
پشت سكوت پنجره چه بغضي بارون مي كنن !
مردم سر تا پا كلك ، رفيق جيب هم مي شن
دروغه كه تا آخرش ، همدل و هم قسم مي شن
رو دنده حسادتا زنگي رو مي گذرونن
عادت دارن به بد دلي نمي تونن خوب بمونن
قصه روزگار اينه ، به هيچ كسي وفا نكن
روي دلاي آدما هرگز حسابي وا نكن ...
